داستان کده ، داستان طنز جالب و... - اشك رایگان

یك مرد عرب سگی داشت كه در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه میكرد. گدایی از آنجا میگذشت، از مرد عرب پرسید: چرا گریه میكنی؟ عرب گفت: این سگ وفادار من، پیش چشمم جان میدهد. این سگ روزها برایم شكار میكرد و شبها نگهبان من بود و دزدان را فراری میداد. گدا پرسید: بیماری سگ چیست؟ آیا زخم دارد؟ عرب گفت: نه از گرسنگی میمیرد. گدا گفت: صبر كن، خداوند به صابران پاداش میدهد.
گدا یك كیسة پر در دست مرد عرب دید. پرسید در این كیسه چه داری؟ عرب گفت: نان و غذا برای خوردن. گدا گفت: چرا به سگ نمیدهی تا از مرگ نجات پیدا كند؟
عرب گفت: نانها را از سگم بیشتر دوست دارم. برای نان و غذا باید پول بدهم، ولی اشك مفت و مجانی است. برای سگم هر چه بخواهد گریه میكنم. گدا گفت : خاك بر سر تو! اشك خون دل است و به قیمت غم به آب زلال تبدیل شده، ارزش اشك از نان بیشتر است. نان از خاك است ولی اشك از خون دل.

تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 ساعت: 01:00 ق.ظ
نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic