تبلیغات
داستان کده ، داستان طنز جالب و... - تو خوب نیستی كه دهی را خوب نمی‌دانی
پنجشنبه 1 تیر 1396

تو خوب نیستی كه دهی را خوب نمی‌دانی

   نوشته شده توسط: mohammad arabjafari    نوع مطلب :داستان ضرب المثل ها ،

روزی سواری از كنار دهی می‌گذشت كه مردی با شتاب از ده بیرون آمد و خود را به او رساند و لگام اسبش را گرفت و از او خواهش كرد كه چخماق و سنگش را برای روشن كردن چپقش به او بدهد سوار درحالی كه با تعجب سراپای مرد را نگاه می‌كرد از او پرسید: «به چه علت از اهل ده كه احتمالاً همه‌شان آتش دارند سنگ و چخماق یا آتش نگرفته‌ای و به رهگذر ناشناسی پناه آورده‌ای؟»

مرد با قیافه حق بجانبی جواب داد: «والله چون اهل این ده همه بدند و من هم بدها را دوست ندارم با همه‌شان قهرم آتش ترا بی‌منت‌تر دانسته‌ام».
 
سوار به تندی لگام از دستش كشید و درحالی كه اسبش را می‌تاخت به مرد گفت:
«تو خوب نیستی كه دهی را خوب نمی‌دانی، آتش من حیف است به دست تو برسد».


Why does it hurt right above my heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:07 ق.ظ
Just desire to say your article is as surprising. The clearness
in your post is simply great and i can assume you're an expert on this subject.
Well with your permission let me to grab your RSS feed to
keep updated with forthcoming post. Thanks a million and please
continue the rewarding work.
odettedarco.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 11:52 ق.ظ
This is very interesting, You are a very skilled blogger. I have joined your feed and
look forward to seeking more of your wonderful post.

Also, I have shared your site in my social networks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر