تبلیغات
داستان کده ، داستان طنز جالب و... -  خیاط دزد
یکشنبه 12 آذر 1396

 خیاط دزد

   نوشته شده توسط: mohammad arabjafari    نوع مطلب :حکایات گوش نواز مثنوی ،

قصه‌گویی در شب، نیرنگهای خیاطان را نقل می‌كرد كه چگونه از پارچه‌های مردم می‌دزدند. عدة زیادی دور او جمع شده بودند و با جان و دل گوش می‌دادند. نقال از پارچه دزدی بیرحمانة خیاطان می‌گفت. در این زمان تركی از سرزمین مغولستان از این سخنان به شدت عصبانی شد و به نقال گفت: ای قصه‌گو در شهر شما كدام خیاط در حیله‌گری از همه ماهرتر است؟ نقال گفت: در شهر ما خیاطی است به نام «پورشش» كه در پارچه دزدی زبانزد همه است.

 

ترك گفت: ولی او نمی‌تواند از من پارچه بدزدد. مردم گفتند : ماهرتر و زیركتر از تو هم فریب او را خورده‌اند. خیلی به عقل خودت مغرور نباش. ترك گفت: نمی‌تواند كلاه سر من بگذارد. حاضران گفتند می‌تواند. ترك گفت: سر اسب عربی خودم شرط می‌بندم كه اگر خیاط بتواند از پارچة من بدزدد من این اسب را به شما می‌دهم ولی اگر نتواند من از شما یك اسب می‌گیرم.

 

ترك آن شب تا صبح از فكر و خیال خیاط دزد خوابش نبرد. فردا صبح زود پارچة اطلسی برداشت و به دكان خیاط رفت. با گرمی سلام كرد و استاد خیاط با خوشرویی احوال او را پرسید و چنان با محبت برخورد كرد كه دل ترك را به دست آورد. وقتی ترك بلبل‌زبانی خیاط را دید پارچة اطلس استانبولی را پیش خیاط گذاشت و گفت از این پارچه برای من یك لباس جنگ بدوز، بالایش تنگ و پاینش گشاد باشد. خیاط گفت: به روی چشم! صدبار ترا با جان و دل خدمت می‌كنم.

 

آنگاه پارچه را اندازه گرفت، در ضمن كار داستانهایی از امیران و از بخشش‌های آنان می‌گفت. و با مهارت پارچه را قیچی می‌زد. ترك از شنیدن داستانها خنده‌اش گرفت و چشم ریز بادامی او از خنده بسته می‌شد. خیاط پاره‌ای از پارچه را دزدید و زیر رانش پنهان كرد. ترك از لذت افسانه، ادعای خود را فراموش كرده بود. از خیاط خواست كه باز هم لطیفه بگوید. خیاط حیله‌گر لطیفة دیگری گفت و ترك از شدت خنده روی زمین افتاد. خیاط تكة دیگری از پارچه را برید و لای شلوارش پنهان كرد. ترك برای بار سوم از خیاط خواست كه بازهم لطیفه بگوید. باز خیاط لطیفة خنده دارتری گفت و ترك را كاملاً شكارخود كرد و باز از پارچه برید.

 

 بار چهارم ترك تقاضای لطیفه كرد خیاط گفت: بیچاره بس است، اگر یك لطیفة دیگر برایت بگویم قبایت خیلی تنگ می‌شود. بیشتر از این بر خود ستم مكن. اگر اندكی از كار من خبر داشتی به جای خنده، گریه می‌كردی. هم پارچه‌ات را از دست دادی هم اسبت را در شرط باختی.


برچسب ها: ترانه ، ایران ، عاشقانه ،

Cialis online
شنبه 18 فروردین 1397 06:30 ق.ظ

Factor effectively utilized!!
cialis pas cher paris cialis for bph we like it safe cheap cialis cialis herbs cialis pills in singapore rx cialis para comprar where do you buy cialis cialis dose 30mg no prescription cialis cheap india cialis 100mg cost
Buy cialis online
شنبه 4 فروردین 1397 05:27 ق.ظ

Thanks. An abundance of content!

cialis usa cost discount cialis cialis per paypa prezzo di cialis in bulgaria we recommend cheapest cialis prix de cialis preis cialis 20mg schweiz where cheapest cialis venta cialis en espaa cialis australian price
Buy cialis online
دوشنبه 28 اسفند 1396 10:57 ق.ظ

You actually mentioned it exceptionally well.
cialis pas cher paris acheter cialis kamagra prezzo di cialis in bulgaria cialis generico postepay usa cialis online safe dosage for cialis cialis cipla best buy look here cialis order on line cialis for bph prices for cialis 50mg
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر