تبلیغات
داستان کده ، داستان طنز جالب و... - برشی از یک کتاب
جمعه 8 دی 1396

برشی از یک کتاب

   نوشته شده توسط: mohammad arabjafari    نوع مطلب :داستان زیبا ،

 

بعضی ها اصلا به این خاطر به دنیا می آیند که کاری نکنند. من هم یکی از همان‌ها هستم: نه در محیط درس و دانشکده شق القمری کردم و نه در محیط کار و حرفه ام. این است که دیگر انتظار معجزه ای را نمی کشم و نتیجتا هیچوقت هم توی ذوقم نمی خورد!


اگر بشنوید حوادث مهم زندگی من چه چیزهایی هستند حتما تعجب می کنید: مثلا تماشاخانه رفتن دیروزمان، و یا این گفتگوی امروزمان _ خیال نمی کنم هیچ وقت هم حادثه مهم تری برایم اتفاق بیفتد! گمانم سهم من گذشتن از میان دنیاست بدون برخورد کردن با آن و یا اثر گذاشتن بر آن! هیچ نمی دانم که این سرنوشت خوبست یا بد. من نه می میرم و نه عاشق می شوم.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر