تبلیغات
داستان کده ، داستان طنز جالب و... - عزت با رنج، بهتر از ذلت بی رنج

داستان کده ، داستان طنز جالب و... - عزت با رنج، بهتر از ذلت بی رنج

دو برادر بودند که یکی از آنها در خدمت شاه به سر می برد و زندگی خوشی داشت و دیگری از کار بازو، نانی به دست می آورد و می خورد و همواره در رنج کار کردن بود.

یک روز برادر توانگر به برادر زحمت کش خود گفت: (چرا چاکری شاه را نکنی، تا از رنج کار کردن نجات یابی؟)

برادر کارگر گفت: (تو چرا کار نکنی تا از ذلت خدمت به شاه نجات یابی؟ که خردمندان گفته اند: نان خود خوردن و نشستن بهتر از بستن شمشیر طلایی به کمر برای خدمت شاه است.)

 

      به دست آهک تفته کردن خمیر                      به از دست بر سینه پیش امیر
        عمر گرانمایه در این صرف شد                        تا چه خورم صیفو چه پوشم شتا
 ای شکم خیره به نانی بساز                         تا نکنی پشت به خدمت دو تا


تاریخ : دوشنبه 12 آذر 1397 ساعت: 02:47 ب.ظ
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،
نظرات
spiked with viagra در تاریخ سه شنبه 21 خرداد 1398 04:43 ق.ظ گفته:

I'm pretty pleased to discover this web site. I need to to thank you for ones time just for this fantastic read!! I definitely really liked every little bit of it and i also have you saved to fav to look at new information on your web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر