تبلیغات
داستان کده ، داستان طنز جالب و... - وصیت دانشمند

داستان کده ، داستان طنز جالب و... - وصیت دانشمند

دانشمندی وصیت کرده که بر روی سنگ قبرش این جملات را بنویسند:

 

کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر بدهم، وقتی بزرگ تر شدم، دیدم دنیا خیلی بزرگه، بهتر است کشورم را تغییر بدهم:در میانسالی تصمیم گرفتم شهرم را تغییر بدهم. آن را هم بزرگ یافتم در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را تغییر بدهم. اینک در آستانه مرگ فهمیدم که باید از روز اول به فکر تغییر خود می افتادم آنگاه شاید می توانستم دیگران و بلکه دنیا را تغییر دهم...

 


تاریخ : دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 08:05 ب.ظ
نظرات
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر