داستان کده ، داستان طنز جالب و... - من هم مسافرم...

مردی جهانگردی شنید روحانی مقدسی در سرزمین خاور زندگی میكند. وسایلش را جمع كرد تا برود و شكوه و بزرگی وی را ببیند. وقتی به منزل روحانی رسید وی را در كلبه محقری تنها یافت در حالی كه در آن منزل جز یك قفسه كتاب و میز و صندلی چیزی وجود نداشت.

مرد جهانگرد از روحانی پرسید:« پس وسایل منزل شما كجاست؟»

روحانی پرسید:« وسایل تو كجاست؟»

مرد جهانگرد جواب داد:« من وسیله ای ندارم. اینجا مسافرم.»


روحانی نیز جوابداد:« من هم وسیله ای ندارم. اینجا مسافرم...»


تاریخ : سه شنبه 5 آذر 1398 ساعت: 04:57 ب.ظ
نظرات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات