داستان کده ، داستان طنز جالب و... - مطالب ابر اخبار

نادانى مى خواست به الاغى سخن گفتن بیاموزد، گفتار را به الاغ تلقین مى كرد و به خیال خود مى خواست سخن گفتن را به الاغ یاد بدهد.

حكیمى او را دید و به او گفت: اى احمق! بیهوده كوشش نكن و تا سرزنشگران تو را مورد سرزنش قرار نداده اند این خیال باطل را از سرت بیرون كن، زیرا الاغ از تو سخن نمى آموزد، ولى تو مى توانى خاموشى را از الاغ و سایر چارپایان بیاموزى.


حكیمى گفتش اى نادان چه كوشى
در این سودا بترس از لولائم

نیاموزد بهایم از تو گفتار
تو خاموشى بیاموز از بهائم

هر كه تامل نكند در جواب
بیشتر آید سخنش ناصواب

یا سخن آراى چو مردم بهوش
یا بنشین همچو بائم خموش


تاریخ : پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 03:09 ق.ظ
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،

روزی شیخ جعفر شوشتری را دیدند که در کنار جویی نشسته و بلند بلند گریه می‌کند.

 

شاگردان شیخ، با دیدن این اوضاع نگران شدند و پرسیدند: «استاد، چه شده كه این‌گونه اشك می‌ریزید؟ آیا کسی به شما چیزی گفته؟»


شیخ جعفر در میان گریه‌ها گفت: «آری، یکی از لات‌های این اطراف حرفی به من زده که پریشانم کرده.»


همه با نگرانی پرسیدند: «مگر چه گفته؟»


شیخ در جواب می‌گوید او به من گفت: «او به من گفت شیخ جعفر، من همانی هستم که همه در مورد من می‌گویند. آیا تو هم همانی هستی که همه می‌گویند؟! و این سئوال حالم را عجیب دگرگون كرد.»


تاریخ : چهارشنبه 10 بهمن 1397 ساعت: 04:14 ب.ظ
برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic